خرید بک لینک
دکتر مسعود اصغرپور ساعت 18:0 خزان بر باغ ما افتاد و افتادم چو برگی زردتو از آزار من دلخوش، من از تحقیر ها دلسردمن از اثبات خود دیگر کشیدم دست، رسمش بودخودت با دست خودخواهی، مرا اینگونه کردی طردگمانم انتظار از مرگ هم جان گیر تر باشداگر ماندن بوَد با درد جز رفتن چه باید کرد؟!تو را جا می گذارم می روم تا عمق نابودیببین خودخواهیت آخر چه ویرانی به بار آورددلم تا یک قدم دور از تو شد، دلشوره می گیردنمی دانم دگر بی من در این دنیا، چه خواهی کردمرا آسان به دست آوردی و آسان ز کف دادیچه راحت می رود بر باد ، عشقی را که باد آورددکتر مسعود اصغرپور

برچسب: نویسنده: آرمان زارعی تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1404 ساعت: 11:36

دکتر مسعود اصغرپور ساعت 0:29 رسد زمان بریدن، نشانه بسیار استبرای از تو گذشتن بهانه بسیار استمرا به جای که دادی به باد، بی انصافبه هر که تکیه کنی کن که شانه بسیار استبرای هر که نخواهد نوای خلوت را به کوچه زمزمه ی عاشقانه بسیار استاگر دلت به هوای دلی نمی گرددطواف کعبه رها کن که خانه بسیار استچرا به طعنه شکستی دلی که در آنیبیا قفس بشکن، آشیانه بسیار استتو آن گناه قشنگی که آخرت سوز استخراب توبه شکن در زمانه بسیار استخدا نشد که ببندد دهان مردم رابه پشت بی گنهان تازیانه بسیار استدکتر مسعود اصغرپور

برچسب: نویسنده: آرمان زارعی تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1404 ساعت: 11:36

دکتر مسعود اصغرپور ساعت 12:46 هرگز کسی مثل تو قلبم را نیازُرددر دردهایم اینچنین دردم نیاوُردای کاش می دیدی که با نامهربانیعشقی که در دل کاشتم در سینه، پژمردگرمای آغوشت به احساسم نمی رفتوقتی که با رفتار سردت می شدم خُردبویی که بر تن داشتی از دیگری بوددر هر نفس یک تکّه از احساس من مردبا من چه کردی دوست، با دشمن نکردیآخر کسی از کار تو سر در نیاوردشاید تو می خوابی و من بیدارم امشبهر شب که دلتنگت شدم خوابم نمی بُرددکتر مسعود اصغرپور

برچسب: نویسنده: آرمان زارعی تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1404 ساعت: 11:36

صفحه بندی